در خيابانهاي منتهي به مقصد، حضور پليس و نيروهاي امنيتي چشمگير بود. پليس كساني كه به سر كوچه ميرسيدند و مي خواستند به خانه فروهرها بروند را برميگرداند. شب قبل شايعه لغو مراسم را منتشر كرده بودند كه پرستو فروهر با تاكيد تكذيبش كرد وگفت كه حتماً مراسم سالگرد پدر و مادرش را برگزار ميكند. اما كساني كه ميخواستند مراسم برگزار نشود، در «عمل» اين شايعه را به حقيقت بدل كردند و نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي بهعنوان يك «وظيفه» و با تمام توان از برگزاري مراسم بزرگداشت دو كشته 11 سال پيش، جلوگيري كردند.
از اين منع و اهانت، خيليها خشمگين شدند. خيليها از خشم لب به دندان گزيدند. اما گويا هيچ كس از اين اتفاق تعجب نكرد. انگار همه منتظر همين شرايط بودند. انگار همه كساني كه ميخواستند به مراسم فروهرها بروند وپليس مانعشان شد، از همان لحظه حركت با خود گفته بودند «خب، بعيد است بگذارند مراسم برگزار شود...»، و مراسم هم برگزار نشد.
با اين همه، اگر لحظهاي خود را از شرايطي كه در آن هستيم فارغ كنيم، اين تعجب نكردن و آن جلوگيري كردن ميتواند عجيب به نظر بيايد: يازده سال پيش، چند نفر از فعالان سياسي و نويسندگان به دست نيروهاي حكومت كشته شدند. حاكميت، بعد از پافشاري خاتمي رييس جمهور وقت، و پس از مدتي كشمكش پذيرفت كه مسئوليت قتل اين افراد با نيروهاي امنيتياش بوده. حاكميت اما آنها را خودسر خواند و دامان خود را از آمريت اين قتلها مبرا دانست.
رهبر جمهوري اسلامي در خطبههای نمازجمعهاي كه پس از افشاي دست داشتن نيروهاي وزارت اطلاعات وقت در اين قتلها خواند، از شخص خود رفع اتهام كرد و گفت كه نميتوانسته انگيزهاي براي دادن دستور چنين قتلهايي داشته باشد. او گفت كه نويسندگان كشته شده، كه از اعضاي اصلي كانون نويسندگان ايران بودند، افراد ناماوري نبودند واو حتي آنها را نميشناخته است. ايشان با به كار بردن عبارتي غريب در مورد داريوش و پروانه فروهر گفت كه آنها اگرچه «دشمن» بودند، اما «دشمن نجيب»ي بودند!
با همه اين اوصاف، در تمام اين سالها خانوادههاي جانباختگان قتلهاي زنجيرهاي نتوانستهاند مراسم يادبود درخوري براي عزيزانشان برگزار كنند. اين يعني همان حكومتي كه قتلها را بر عهده گرفت، و همان حكومتي كه به ناچار قتلها را نادرست و مقتولان را بيگناه دانست، نگذاشت و نميگذارد كه خانوادههاي اين بيگناهانِ سرشناس همچون خانواده هر درگذشتهاي براي از دست رفتگان خود عزاداري كنند. آيا اين كه حكومت، خود مانع برگزاري مراسم سالگرد كساني شود كه بر نادرستي قتلشان صحه گذاشته نبايد عجيب باشد؟
بايد يا نبايد، اما براي هيچكدام از ما كه حافظه تاريخياي به درازاي اين سي سال يا دستكم به طول اين يازده سال داريم عجيب نيست. ولي چرا عجيب نيست؟ زيرا ما ديگر با پيغامهايي كه حكومت با گفتار و كردارش ميفرستد با گوشت و خونمان آشناييم. ما آموختهايم كه حتي اگر قتلها از سوي مراجع رسمي محكوم شده باشند، و حتي اگر حكومت خود را مبرا دانسته باشد، باز هم مهمترين اظهار نظر درباره اين واقعه همان است كه بر زبان رهبر جاري شد: اين كه مقتولان «دشمنِ نجيب» بودند؛ يعني هر چه بودند، نهايتاً باز دشمن بودند.
چنين نگاهي به جان باختگان قتلهاي زنجيرهايست كه نميگذارد آنها حتي پس از مرگ از مزاياي مردمان عادي برخوردار باشند. اگر پوينده و مختاري و شريف و فروهرها و... در زمان حياتشان مدام سايه نظارتها و پيگيردهاي امنيتي را بر زندگي سياسي و اجتماعيشان ميديدند، اگر از اين موهبت برخوردار نبودند كه همچون بسياري از مردم عادي بتوانند بي دغدغه تلفني بزنند، ديداري با همفكران و دوستان داشته باشند، و مصون از پيگرد زندگي كنند، امروز هم خانواده و دوستان شان پس از مرگ آنها و به خاطر اينكه بستگان آنها هستند از حق داشتن مراسم و پرسه محروماند. چرا كه كشتهگان، حتي اگر كشتهگاني «بيگناه» يا «نجيب»، باز دشمن بودند.
پيغامِ منع برگزاري سالگرد فروهرها همين است: حكومت آنها را هنوز دشمن ميداند، و حتي پس از مرگ نيز با آنها همچون «دشمن» برخورد ميكند. اما اين پيغام وقتي فرستاده شود، در عين حال معناي ناخواستهاي هم دارد، و آن اين است كه صف دشمنان حكومت بسيار وسيع است: از معترضان خاموش پنج ماهِ پيش كه حال به شعار دهندگاني تبديل شدهاند كه مايه نگراني همه اند؛ تا جانباختگانِ يازده سال پيش و بيست سال پيش و ديروز و فردا كه اگرچه از صف زندگان حذف شدهاند، اما گويا از جمع دشمان كم نميشوند.
پيغامي كه حاكميت ميفرستد بسيار روشن است: اگر كسي را دشمن حساب كنيم، زنده يا مرده يا كشته، به حال خود رهايش نميكنيم. اين پيغام روشن در عين حال به اين معناست كه حاكميت، حتي از كشتهگانی كه دشمن خوانده نيز فارغ و آسوده نيست. وقتي دشمني حتي بعد از مرگ هم پايان نيابد، صف دشمنان هر روز بلندتر ميشود، حتي اگر از دنياي زندگان به عالم اموات كشيده شود. و اين يعني حاكميت از آنچه با «دشمانش» ميكند، خود بيش از همه ناآسوده خواهد بود؛ چه قتل فروهرها در يازده سال پيش باشد، چه آنچه بر رامين پوراندرجاني در همين چند روز پيش رفت.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)