به گزارش «موج سبز آزادی» روزهداران در این سه روز بر خلاف رسم سابق نه همفکر و همعقیدهی زندانیان سیاسی که همراه و همپای آنان شدند تا بگویند همه با هم در غم و رنج شما شریک هستیم.
آنها در تمام طول مراسم بر این تاکید داشتند که تنها شهروندان ایرانی ساکن این بخش از نیمکرهی زمین هستند و اعتراضشان تنها نشانهای از اعتراض هموطنانشان در داخل کشور است. بسیاری از روزهداران مقابل سازمان ملل، خود پیشتر سابقهی زندان در کارنامهشان داشتند. از این میان جز اکبر گنجی میتوان از طاهر احمدزاده، احمد باطبی، شهرنوش پارسیپور، رضا فانی یزدی، مهرانگیز کار و رضا براهنی و دیگران نام برد.
روز دوم اما همراه بود با باران و باد. باران بارید، اما همه ماندند تا در کنار اعتصابگران باشند. شاید هم ماندند به این بهانه که حضورشان زیر بارش باران امیدی باشد در دل آنهایی که در ایران هستند، چرا که تنها بهانهي این گردهمایی اعلام همبستگی با ایرانیان داخل کشور بود. همانطور که اکبر گنجی در طول مراسم متذکر شد كه ما فقط برای محکوم کردن خشونت و سرکوب در اینجا جمع شدهایم و تنها خواستهمان آزادی همهی زندانیان سیاسی است. او همچینن اضافه کرد که در عین به رسمیت شناختن همهي گروهها و فعالان سیاسی، از همه میخواهیم که از این تریبون استفادهي سیاسی نکنند و اشاره کرد که ما اینجا گرد آمدهایم تا سه دهه سرکوب را محکوم کنیم و باز تاکید کرد که خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی، عقیدتی و دینی اعم از مسیحی، مسلمان، یهودی و بهایی هستیم و هیچکس حق سوء استفاده از این برنامه را نخواهد داشت.
احمد باطبی که خود از قربانیان حادثه هیجده تیر است و به جرم عکسی که در آن پیراهن خونین دوستش را به دست گرفته بود به پنج سال زندان محکوم شد و چهرهاش به نمادي به یادماندنی برای جنبش دانشجویی تبدیل شده است، در خلال صحبتهایش به اهمیت چنین گردهماییهایی پرداخت و اشاره کرد که تجربه نشان داده که حکومت به اینگونه فشارها واکنش نشان میدهد و چنین جمعهایی باعث خواهد شد تا آنها فشار را از روی زندانیان بردارند. او ، اشاره کرد که همهي کسانی که تجربهي زندان دارند، میدانند که حاکمیت از موضعگیریهای رسمی و جمعی جماعتهای اینچنینی هراس دارد. در روز دوم این نشست همچنین شهرنوش پارسیپور، مهدی سحرخیز پسر عیسی سحرخیز که اکنون در بازداشت به سر میبرد، نوید حاذقی، رضا فانی، مهرداد مشایخی که گزیدهای از سخنانش را میتوانید در «این آدرس» بخوانید هم سخنرانی کردند و همچنین پیام آقای نیکفر و آقای یوسفی اشکوری برای جمع قرائت شد.
به گزارش «موج سبز آزادی» در سومین روز از این تحصن و گردهمایی سیاسی، دو حراج فرهنگی، هنری هم برگزار شد. نقاشی هم که در تمام این سه روز در حاشیهي مراسم تابلوهایی را نقاشی میکرد که در آن تصویر جوانان تظاهرکننده را در ایران در میدان آزادی نشان میداد، یکی از تابلوهای خود را به حراج گذاشت و تابلواش به قیمت دو هزار دلار به فروش رسید. از طرفی دیگر جمعی از دانشجویان کانادایی ساکن شهر تورنتو پیراهنی را که روی آن نوشته شده بود حقوق بشر و به امضای حاضران در جمع رسیده بود، به قیمت دو هزار دلار به حراج گذاشتند. این دانشجویان قرار است نامهای را که سه هزار و هفتصد نفر از ایرانیان ساکن کانادا امضايش کردهاند و در آن خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی شدهاند، در اقدامی نمادین و با دوچرخه به اوتاوا ببرند و تحويل سفارت جمهوری اسلامی ایران در اتاوا دهند.
آنان که در اعتصاب غذا بودند هم دور هم جمع شدند و عکسهای یادگاری گرفتند. مهدی سحرخیز بیانیهي سومش را در روز سوم خواند. دکتر برقعی،استاد انسانشناسی دانشگاه استریر، سخنران دیگر این مراسم تاکید کرد که در این جریانات تنها رای ما را ندزدیدهاند، بلکه ارزشهای ما را هم دزدیدهاند و از آنها سوء استفاده شده. او این ارزشها را عدالت، استقلال و آزادی دانست. برقعی گفت: بر ما بیعدالتی روا شده، این آقا دم از عدالت میزند! ما میگوییم کارهایت کشور را وابسته کرده، او پاسخ میدهد شما یک مشت وابسته هستید! و باعث تشویق حاضران شد.
برقعی اضافه کرد که دیروز یکی از زیباترین مناظر زندگیام را به چشم دیدم. وقتی در اینجا باران گرفت و من چهل پنجاه جوان بدون چتر و بارانی را دیدم که زیر باران ماندند و شعرها و شعارهایی خواندند که در تمام آنها دم از استقلال و آزادی و عدالت میزدند. او به سخنرانی طاهر احمدزاده در صبح همان روز در مقابل سازمان ملل اشاره کرد و گفت امروز شما چیزی جز آیات قرآن و حدیث سخنی از زبان این مرد نشنیدید. او احمدزاده را کسی معرفی کرد که عمری را در فضای مذهبی زیسته و مکتب قرآنی داشته و نزدیکترین یار آقای طالقانی- روحانی محبوب زمان انقلاب- بوده است. او همچنین به فرزندان احمدزاده اشاره کرد که هر دوی آنها چون اندیشههای چپگرایانه داشتند، کشته شدند. او با این مقدمه به سراغ فرهنگی رفت که به شکلی مریض بر جامعهي ما غالب شده و همهی تلاشش این است که فرهنگ ما و مبارزان ما را به خود جلب کند. او گفت جامعهي مابا گذر از این گذرگاه تاریخی به سلامت عبور خواهد کرد و ارزشها و آرمانهایی را که ازش دزدیدهاند، پس خواهد گرفت.
خوزه کازانوا، جامعهشناس مشهور اسپانیایی در حوزهي دین و رئیس مطالعات دین، صلح و دموکراسی در دانشگاه برکلی هم با دستبند سبز به میان جمع آمد و در حمایت از جنبش سبز سخن گفت. گزارش کاملی دربارهی این سخنران و سخنان او را میتوانید در «این صفحه» بخوانید.
یکی دیگر از سخنرانان اما، موسوی خوئینی نمایندهي سابق مجلس ششم بود که او هم به میان جمع آمد و با ادای احترام به جانباختگان و زندانیان سخنش را با این شروع کرد که من در شرایطی که پایم بیرون از ایران است، به خودم به هیچ عنوان اجازهي تعیین تکلیف و تایین روش مبارزه برای آنها که در داخل هستند، نمیدهم. بعد از تشویق مستعمین او به این نکته اشاره کرد که کسانی که در ایران هستند، بسیار هوشمندانهتر از ما عمل خواهند کرد. او ایرانیان خارج از کشور را خطاب قرار داد و گفت ما تنها یک کار میتوانیم بکنیم و حرام کردن خواب و استراحت بر کسانی است که خواب و استراحت را بر هموطنان ما حرام کردهاند. او گفت تنها در این صورت است که ما ایرانیان را تنها نگذاشتهایم. ممکن است شرایط بد و بدتر شود، ولی اینگونه روشهایی که دولت در پیش گرفته، تنها در شرایطی ممکن است نتیجهای داشته باشد که مردمش به فلاکت برسند.
به گزارش «موج سبز آزادی» موسوی خوئینی همچنین به جدلهای اخیر درون حاکمیت اشاره کرد و گفت: ما با جدلهای درون حاکمیت کاری نداریم. مساله ما تقلب انتخاباتی بوده و هست و خواهد بود. او تاکید کرد که به کسی که با زور و تحقیر ملت و دزدی آرای مردم بر سر کار آمده، اجازهي سرکشی و دولتداری نخواهیم داد و در پایان وظیفهي شهروندان ایرانی خارج را آن دانست تا صداهای درون ایران را با صدایی بلندتر به گوش همگان برسانند.
علی رضایی، استاد جامعهشناسی دانشگاه کل گری کانادا، هم با عرض خسته نباشید به دوستان شرکت کننده در مراسم اعتصاب غذا به مرکز این جنبش دموکراتیک اشاره کرد و گفت مرکز این جنبش در هیچ جایی جز ایران نیست و ما تنها از اتفاقاتی که درون ایران میافتد، حمایت خواهیم کرد. او با اشاره به رنگ سبز به عنوان نماد این جنبش افزود: این رنگ، رنگ بدنهي این جنبش است. این رنگ، رنگ نسل جدید است. رنگ تمام کسانی است که در ساماندهی این جنبش فعالیت میکنند. او همچنین به این نکته اشاره کرد که جوانان امروز ایران این رنگ را برگزیدهاند تا هویتشان را با آن نشان دهند و همهي ما میدانیم که نمادها مثل کلمات در جامعه قدرتمندند. او همچنین به تکثر درون این جنبش به لحاظ سنی اشاره کرد و گفت این تنها جوانان نیستند که در این جنبش فعال هستند. در زندانهای ما امروز از سه نسل پدربزرگ و پدر و پسر زندانیاند.
به گزارش «موج سبز آزادی» علی رضایی هم بار دیگر بر روح اصلاحطلبانهي این جنبش اشاره کرد و گفت این جوانان دیگر به دنبال راه حلهای انقلابی نمیگردند، بلکه به خوبی آگاهند که برای تغيير این نظام با يك انقلاب ديگر به چنان ساز و کار گسترده و بزرگی نیاز است که فردای صبح انقلاب باید بلند شد برای مهار همان ساز و کار انقلابی و مهيبي که سر بر آورده است.
شهرنوش پارسیپور هم در بخشی از این مراسم بیانیهي تعدادی از وکلای دادگستری را در اعتراض به نحوه بازداشتها از جمله بازداشت تعدادی از وکلای دادگستری را خواند که متن آن در سایت ما در «این آدرس» قابل دسترسی است.
اکبر گنجی میزبان اصلی مراسم اما کمتر از همه سخن گفت و در این سه روز بیشتر آداب میهمانداری به جا آورد. او در انتهای برنامه و از طرف امضا کنندگان بیانیه اعتصاب غذا از همهي حضار و همهي دوستانی که در این سه روز با آنها همراهی کردند، تشکر کرد و افزود بدون حضور شما از شهرهای مختلف اروپا، کانادا و ایالتهای مختلف امریکا امکان برگزاری چنین مراسم باشکوهی امکانپذیر نبود و باید به این تحصن به چشمی میمون و مبارک نگاه کرد تا مسببی برای مراسم و نشستهای اینچنینی مشابه باشد. او به یک نکتهي دیگر هم اشاره کرد و گفت امروز میخواهم به یک نکته اشاره کنم. مسالهای که مسالهی همهی ماست و روزی باید دربارهاش با هم حرف بزنیم.
به گزارش «موج سبز آزادی» گنجی به شکاف میان نیروهای مختلف سیاسی در طول تاریخ جدید ایران از دههي پنجاه به این سو اشاره کرد و افزود تاریخ معاصر ما متاسفانه پر بار از حوادث تلخ است. حوادث تلخی که در ذهن و روح ما جای گرفته و باعث همین شکافهای میان ما شده است. او به حوادثی که در انقلاب 57 و بعد از آن در جنگ و تابستان سال 67، قتلهای زنجیرهای و... رخ داد، اشاره کرد و افزود ما باید از حوادث گذشته تاریخیمان این بار درس عبرت بگیریم و مقابل هر نوع سرکوبی بایستیم.
او از کسانی که هنوز به فکر انتقام هستند، گلایه کرد و گفت متاسفانه هنوز از زبان بعضی دوستان میشنوم که اگر ما پیروز شویم، پانصد هزار نفر را خواهیم کشت. او اینگونه سخنان را تلخ و گزنده دانست و تاکید کرد که باید مقابل این نوع طرز تلقی و نگاه در جامعه ایستاد و جلوی سرکوبها را گرفت. او با گفتن اینکه باید با تاریخ سرکوب وداع کنیم، بغضش ترکید و نتوانست ادامه دهد. اما جمعیت حاضر با تشویقهای خود و شعار یکصدای "گنجی دوست داریم" او را همراهی کرد.
در طی این سه روز ایرانیان بسیاری از راههای دور و نزدیک به مقابل سازمان ملل متحد آمدند تا همراهی خود را با این حرکت نمادين سیاسی نشان دهند. این مراسم که به مدت سه روز و هر روز از هشت صبح تا هشت شب ادامه داشت، پر بود از دید و بازدیدها و رفت و آمدهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی.
پیش از افطار گروه موسیقی با دف و سه تار یار دبستانی را نواختند. همه از روی صندلیها برخاستند و همصدا با هم دست در دست یار دبستانی خواندند. مردم گلهای سفید و قرمز در دستشان بود و شنیدم که دوستی به دوستش میگوید: «وقتی چنین چیزی ممکن است، چرا از ما دریغش میکنند؟» زردپوشان داوطلب گریه میکردند. نزدیک اذان بود، صدای اذان در شهر نپیچیده بود، ولی حس اذان مغرب عصرهای رمضان ایران را داشت. خرما و شلهزرد و بساط افطار روزهداران پهن بود و چهرهها غرق از امید، ميدرخشيد. مگر نه این است که این جنبش به امید زنده است؟
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)