به گزارش خبرنگار «موج سبز آزادی» در نیویورک، خوزه کازانوا که اصالتا اسپانیایی است، یکی از جامعهشناسان بنام در حوزهی دین به شمار میرود. در اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شش، دانشجویی ایرانی که دورهی دکتریاش در حوزهی جامعهشناسی دین را در دانشگاه آکسفورد انگلستان میگذراند، به سراغ این جامعهشناس رفت تا با او دربارهی سکولاریزاسیون، پروژهی مدرنیته و نقدهای وارد بر این دو جریان به گفتوگو بنشیند.
کازانوا در آن مصاحبه به حضور پررنگ دین در عرصهی اجتماعی- سیاسی برخی جوامع مدرن از جمله امریکا اشاره کرد و گفت: در امریکا، دین و مدرنیته هیچ وقت در تضاد و تقابل با یکدیگر نبودهاند. کازانوا همانجا اشاره می کند که دیگر زمان آن رسیده که این دیدگاه اروپامحور را که مدرنیزاسیون در همهجای دنیا منجر به تکرار و بازتولید الگوهای اروپایی- مسیحی میشود، کنار بگذاریم و به دنبال مدرنیتههای چندگانه و متنوع باشیم.
او به خلاف بسیاری از متفکرین سکولار که معتقد به افول دین در جهان جدید هستند، معتقد است که افول دین از پیامدهای اجتنابناپذیر مدرنیته نیست و اتفاقا تاکید میکند که تحت تاثیر جهانی شدن و مهاجرتهای فزایندهی بینالمللی، نوعی احیای دینی را در همهجا و در میان سنن دینی مشاهده میکنیم.
دانشجویی که این مصاحبه را گرفته بود، امروز در زندان اوین در بازداشت است. به کدام جرم هم کسی نمیداند.
لابد محمدرضا جلاییپور امروز دارد تاوان کارهای نکردهاش را پس میدهد و جرمش این است که دل در گرو دانش داشته است. کسی چه میداند؛ شاید همین مصاحبه هم از جمله جرمهای او بوده باشد. به احترام محمدرضا در معرفی کازانوا اکتفا میکنم به لید همان مصاحبه:
خوزه کازانوا، استاد دانشگاه..... یکی از برجستهترین جامعهشناسان دین در عرصهی معاصر به شمار میرود. کتاب مشهور وی «دین عمومی در جهان مدرن» که در سال 1994 منتشر شد، به یکی از منابع اصلی در زمینهی نظریهی سکولاریزاسیون بدل گشته و به بسیاری از زبانهای زندهی جهان ترجمه شده است. وی یکی از منتقدان جدی نظریهی سکولاریزاسیون کلاسیک است و از منظری تطبیقی و جهانی به کم و کیف حضور پررنگ دین اجتماعی و عمومی در جهان مدرن میپردازد. از میان آخرین مقالات وی میتوان به «تجدید نظر در سکولاریزاسیون از منظری تطبیقی و جهانی» و «سیاست کاتولیک و اسلامی از منظری تطبیقی» اشاره کرد.
کازانوا دیروز به نیویورک آمد و در جمع اعتصاب کنندگان، در حمایت از جنبش سبز ایران و برای اعلام همبستگی با همهی زندانیان سیاسی، از برگزارکنندگان برنامهای که خواستهی آن آزادی زندانیان سیاسی و مذهبی بود، حمایت کرد.
او همچنین به آشنایی با سروش و گنجی به عنوان دو چهرهی شاخص روشنفکری دینی در ایران اشاره کرد و گفت: شرایطی که من در آن بزرگ شدم، بسیار مشابه شرایط امروز ایران بود. من تحت رژیمی خودکامه، استبدادی و کاتولیک در اسپانیا بزرگ شدم و در جوانی علیه دولت ستمگر فرانکو به جنبش حامی حقوق بشر پیوستم.
او به دیکتاتوری که در آن زندگی میکرد، اشاره کرد و گفت: آنچه شما امروز برایش مبارزه میکنید، مبارزهای جهانی علیه خودکامگی است. او که با اکبر گنجی از پیش آشنا بود، بعد از سخنرانیاش، دربارهی وضعیت ایران و نظرات او دربارهی وقایع اخیر، مفصلا گفتوگو کرد.
دست آخر، او هم یکی از امضا کنندگان طوماری برای آزادی زندانیان سیاسی به بانکیمون، دبیرکل سازمان ملل متحد بود.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)