ساعت هشت صبح است. امروز بیست و پنجم جولای مصادف با سی و یکم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت، جمعی از چهرههای شاخص هنری، ادبی، فرهنگی و فعالین سیاسی اجتماعی ایران به دعوت اکبر گنجی و در پی اعلام همبستگی با بازداشت شدگان وقایع اخیر، در اقدامی نمادین در مقابل سازمان ملل متحد در شهر نیویورک دست به اعتصاب غذای سه روزه زدهاند.
در اعلام دعوت این روشنفکران به اعتصاب غذا در برابر سازمان ملل آمده است که " ما امضاکنندگان این نامه برای اعلام پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران، محکوم کردن تقلب گسترده در انتخابات، سرکوب بیرحمانه اعتراضات مردمی، و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی در ایران، به مدت سه روز از سی و یک تیر ماه تا سه مرداد در برابر مقر سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا خواهیم زد تا صدای مظلومیت مردم شریف ایران زمین را به گوش جهانیان برسانیم".
این اعتصاب غذا که با استقبال گستردهای از سوی جامعه روشنفکری و دانشگاهی ایران و جهان همراه شده است، از ساعاتی پیش شروع شده و میهمانان و میزبانان بسیاری را از طیفهای مختلف سیاسی و اجتماعی گرد هم آورده است. رضا علامه زاده، در بیانیهای که در حمایت از این اعتصاب غذا نوشته است، اهمیت این حرکت را از این سو مد نظر قرار داده که "توانسته است رنگینکمانی از شخصیتها با عقاید و آرای مختلف را گرد هم آورد." در میان اعتصابکنندگان نام آشنایانی چون حسین بشیریه، علی میر سپاسی، حمید دباشی، مهرانگیز کار، شهرنوش پارسیپور، شیرین نشاط، عبدالعلی بازرگان، فاطمه حقیقتجو، احمد و محمود صدری به چشم میخورد.
از صبح امروز و با توجه به استقبال گسترده ایرانیان و خبرگزاریهای داخلی و خارجی میتوان پیشبینی کرد که این اعتصاب غذا تاثیری شگرف در باز کردن چشم جهانیان و سازمانهای بینالمللی برآنچه در ایران میگذرد داشته باشد. همزمان با این اعتصاب غذا در نیویورک و در اعلام همبستگی با روشنفکران ساکن امریکا، جمعی از دانشگاهیان اروپایی نیز در اعلام پشتیبانی از جنبش مردم ایران در همین تاریخ و در مقابل مقر سازمان ملل متحد در شهر وین دست به اعتصاب غذا خواهند زد. از میان چهرههای شاخص جهانی نام نوام چامسکی و خوزه کوزونوا، جامعهشناس بزرگ اسپانیایی و رئیس "مرکز برکلی برای دین، صلح و مسائل جهانی" ااز اهمیت ویژهای برخوردار است.
از اعتصاب غذای روشنفکران نیویورک همچنین رضا براهنی، رامین جهانبگلو، یرواند آبراهامیان، عبدالکریم سروش، موسوی خوئینی، حسن یوسفی اشکوری حمایت کردهاند. شایان ذکر است که نه تنها برخی از چهرههای هنری ایران چون محسن مخملباف، فرامزر اصلانی و شاهین نجفی، بلکه چهرههایی جهانی همچون رابرد ردفورد و شان پن (که در سال 2005 هم به ایران سفر کرده بود و از جمله فعالان سیاسی و اجتماعی ضد جنگ در امریکاست) هم هر یک در نامههایی جداگانه از اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی اعلام حمایت کردهاند.
شاهین نجفی، رپر ایرانی که این روزها ترانههایش بیش از هر زمان دیگر بر دل مینشیند، در بخشی از بیانیه اعلام حمایتش از این اعتصاب غذا آورده است:" این نظام بر این خیال است که اگر فرصتسوزی کند، زندانیان بیدادگاه رژیم، از یادها خواهند رفت. زهی خیال باطل. مردم چگونه میتوانند آزادیخواهی را فراموش کنند و آنها را در دست شکنجهگران تنها بگذارند." او در بخش پایانی بیانیهاش اشاره کرده است که: " آنها که سی سال پیش وعده ساختن بهشت بر روی زمین را میدادند، اینک زمین خدا را به جهنم برای ایرانیان تبدیل کردهاند."
امروز صبح به قول رضا براهنی "به همت مبارز خستگیناپذیر" اکبر گنجی، جمعی از نخبگان ایرانی گرد هم آمدند و رنج اعتصاب غذا را به جان خریدند تا بازتاب صدای مردمانشان باشند و از یاران دربندشان در مقابل سازمان ملل، آنجا که قرار است بازتاب صدای مردمان باشد و نه حاکمان حمایت کنند. در این میان و در همان آغاز مراسم فرصتی دست داد تا در میان شلوغی جمعیت حمایتکننده و حضور خبرگاران شبکههای داخلی و خارجی، با تنی چند از این دوستان گپ مختصری بزنم و ازشان بپرسم چرا اینجا در مقابل سازمان ملل جمع شدهاند و آیا هدف سیاسی و جناحی خاصی را دنبال میکنند؟ همچنین از آنها پرسیدم که میخواهند صدایشان را به گوش چه کسانی برسانند و حامی کدام شکل از حمایتهای بینالملی هستند؟
شیرین نشاط، عکاس، فیلمساز و هنرمند نامآشنای معاصر که نامش در بین صد هنرمند بزرگ معاصر جهان خودنمایی میکند، نه تنها از اولین کسانی بود که در جمعیت حاضر شد، بلکه طراحی پوسترهای این مراسم را نیز به عهده داشت. او میگوید:" ما برای کمک خواستن برای رسیدگی به مساله حقوق بشر در اینجا جمع شدهایم، مساله ما امروز حقوق بشر است." و ادامه میدهد که " ما این شانس را داشتیم که در نیویورک زندگی میکنیم و میتوانیم در اینجا و در مقابل سازمان ملل جمع شویم. او میگوید نقش من البته با نقش فعال سیاسی چون آقای گنجی متفاوت است، اما هر کدام از ما که گمان میکنیم صدایمان تاثیری هر چند اندک خواهد داشت، گناهکاریم اگر صدایمان را بلند نکنیم." او از همراهی هنرمندان دیگری همچون محسن مخملباف، مرجان ساتراپی، و بهمن فرمانآرا با جنبش سبز مردم نام میبرد و میگوید هنرمندان ایرانی هیچوقت خودشان را از سیاست و اجتماع دور نگه نداشتهاند و همیشه میتوان رد پا و رگههایی از سیاست را در آثار برجسته هنری و ادبی ایران دید.
از شیرین نشاط میپرسیم آیا هدف سیاسی خاصی را از شرکت در این مراسم دنبال میکند و او پاسخ میدهد: " من فقط در حمایت از جوانان ایرانی در این اعتصاب غذا شرکت میکنم." و اضافه میکند:" که البته به دموکراسی و آزادی معتقدم." او به وضعیت زندانیان سیاسی اشاره میکند و میگوید:"دوستانی دارم که امروز در زندان هستند و وظیفه خودم میدانم که شرکت کنم و به حق و حقوق بچه های ایرانی معتقدم."
حمید دباشی، نویسندهی کتاب «ایران: تداوم در تأخیر» و صاحب کرسی در رشتهی مطالعات ایران و ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیای نیویورک، از جمله کسانی است که توجه شایانی به اتفاقات اخیر در ایران نشان داده است. او که اتفاقات اخیر در ایران را در غالب جنبش حقوق مدنی به تصویر کشیده در پاسخ به این سوال که چرا مقابل سازمان ملل؟ پاسخ میدهد: "من شکایتم را به هیچ کشور به خصوصی نبردهام و نخواهم برد، اما ساختمان سازمان ملل یک نماد جهانی است که به تمام دنیا تعلق دارد. این حرکت در حقیقت بردن صدای اعتراض مردم ایران به مردم جهان است. من میخواهم مردم جهان به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران نگاه کنند و اهمیت سازمان ملل در اینجاست که میتواند دادگاهی باشد تا انظار جهان شاهد این بیعدالتی که امروز بر مردم ایران میرود باشند. باعث شود تا جهان شاهد رشادت ایرانیان باشد." او به علاوه اضافه میکند که : "از طرف سازمان ملل و بر اثر بیکفایتیهای آقای احمدینژاد تا کنون چندین بار علیه ایران تحریمهای اقتصادی وضع شده است که من مخالف آن تحریمها هستم. اعتراض من در مقابل سازمان ملل در عین حال به معنای اعتراض به خود این سازمان هم هست، تا بگویم من با این تحریمها مخالفم. من به حقوق حقه ملت ایران و نه حکومت و دولت ایران برای دستیابی به انرژی هستهای معتقدم و بر همین مبنا معتقدم هیچ منبعی نمیتواند این حق را ازا ملت ایران بگیرد. پس اعتراض من دو جنبه دارد، هم رساندن صدای اعتراض مردم به گوش مردم جهان است و هم رساندن صدای اعتراض خودم به سازمان ملل، چرا که فکر میکنم تحریمهای اقتصادی مستقیما متوجه بچه های این جنبش و شهروندان ایرانی است."
وقتی از نقش روشنفکران میپرسم و اهمیت چنین گردهمایی، دباشی پاسخ میدهد:" من امروز نه به عنوان یک روشنفکر، بلکه به عنوان یک شهروند ایرانی که ساکن نیویورک است در این اعتصاب غذا شرکت میکنم و خودم را تافته جدا بافتهای از بقیه نمیدانم." و در ادامه میگوید" ما امروز در اینجا و در شهر نیویورک تریبونی در اختیار داریم که باید از آن استفاده کنیم. و این در حالی است که دهان برجستهترین روشنفکران ایرانی را امروز بستهاند. دهان روشنفکرانی که در بطن جامعه ایرانی زندگی کردهاند و همیشه حرف حق زدهاند. دهانشان را بستهاند و برخیشان را به بند کشیدهاند." او میگوید: " ذهنش امروز بیش از هر کس دیگری متوجه سعید حجاریان است و محمدرضا جلاییپور و ادامه میدهد که :" که ما امروز فقط سعی میکنیم حرفهای آن ها را بزنیم، چرا که شاخ و برگ آن درختی هستیم که ریشهاش در ایران است." و در نهایت وی در پاسخ به این که به سمت کدام نهادها و سازمانهای بینالمللی دست یاری خواهید گشود میگوید:" از هیچ دولتی نباید توقع کمک داشت. حتی برای هیچ دولتی نباید مرجعیت قائل بود. ما باید جنبش سبز ایران را به جنبشهای آزادیبخش جهان وصل کنیم. به نهضت مترقی حقوق مدنی در امریکا و امریکای لاتین و افریقا و نهضتهای رهاییبخش عراق، فلسطین و لبنان. الگو و مدل و طرف صحبت ما آن جنبشها هستند و نه دولتها." دباشی در پایان میگوید:" امروز با همان اعتمادی که در سال 2001 درباره حقوق افغانستان در همین جا آمدم و سخن گفتم، حاضر شدهام، با همان اعتمادی که پیش از این در مقابل سازمان ملل و در همین خیابانها از مردم عراق و ظلمی که بر آنها رفته سخن گفتهام، سخن خواهم گفت و با همان زبانی که از ملت مظلوم فلسطین دفاع کردهام، از ملت ایران دفاع خواهم کرد. جنبش سبز ایران انتفاضه ماست."
حسین کمالی، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا نیویورک هم میگوید:" سازمان ملل محل مناسبی برای رساندن صدای اعتراض مردم ایران است. ما امروز بیش از هر چیز خواستار آزادی زندانیان سیاسی هستیم که تنها به دلیل اعتراض به نتیجه انتخابات دستگیر شدهاند. تقاضای آزادی زندانیان سیاسی و البته جلب توجه جامعه جهانی تنها هدف ماست. ما میخواهیم دبیرکل سازمان ملل سفری به ایران داشته باشد و نمایندهای را برای رسیدگی به تخلفات حقوق بشری به ایران اعزام کند. ما از سازمان ملل میخواهیم تا تعهدات دولت ایران به جامعه جهانی را بهش یاد آور شود. باید به دولت ایران یادآور شود که سازمان ملل جای نمایش و روضهخوانی نیست. در برابر تریبونی که سازمان ملل در اختیار روسای جمهور جهان میگذارد، آنها نیز در مقابل تعهداتی دارند. دولت در قبال شهروندانشان در برابر سازمان ملل ملزم به رعایت اصول و قواعدی است که باید محترم شمرده شود."
مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز که ساکن نیویورک است اما شاید تنها نماینده از خانواده زندانیان سیاسی در میان جمع باشد که در میان اعتصابکنندگان حاضر شده است. از پدرش و آخرین اخباری که از وضعیت او دارند میپرسیم و می گوید:" آخرین خبری که داشتیم این بوده که از زندان تماس گرفتهاند و پیگیر داروهایشان بودهاند." میپرسیم موفق شدید برای پدر وکیل بگیرید؟ میگوید:" دنبال وکیل هستیم، ولی به پدر برای امضای وکالتنامه دسترسی نداریم." میپرسیم امروز دنبال چه آمدهای؟ میگوید:" دنبال آن آزادی مطلقی که "آقای" احمدینژاد از آن پیش از انتخابات حرف میزد."
از او تشکر میکنم، راه میافتم دنبال یک گوشهی دنجی برای تنظیم اولین متن گزارش موج سبز آزادی، از برنامه اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی در برابر مقر سازمان ملل، نیویورک.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)