آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

2:16 صبح سه‌شنبه، 30 تیر 1388

نامه ریحانه حقیقی به همسرش علی وفقی در ماهگرد بازداشت غیرقانونی‌اش

ریحانه حقیقی، همسر علی وفقی از فعالان ستاد موسوی و از بازداشت‌شدگان اخیر، در نامه‌ای به همسرش شرح دلتنگی‌های خود را نوشت. متن این نامه که در صفحه فیس‌بوک وی منتشر شده به شرح زیر است:


ارغوان شاخه هم‌خون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است

...

حالا درست شد یک ماه که تو نیستی و به جرم بی‌جرمی در بندی . حالا یک ماه از شبی که تا خود صبح مدام تلفت را گرفتم و تو برعکس همیشه که با اولین زنگ جوابم می‌دادی ، جوابی ندادی می‌گذرد. علی نمی‌توانم بگویم یک ماه از بازداشت شدنت می‌گذرد؛ که بازداشت آدابی دارد و راه رسمی. نه اینکه در نیمه‌های شب تو را سوار ماشینی کنند و ببرند. تو را ربودند ... چرا که اگر بازداشت بودی، می‌دانستم کجایی و باید برای دیدنت به کجا بیایم...

حالا درست شد 30 روز. درست 30 روز است که من تنها نیستم که غم عزیز در بند دارم ... حالا درست 30 روز است ،که مادران و همسران دیگر را که می‌بینم خجالت می‌کشم داد از نبود تو سر بدهم. مادرانی که هنوز هیچ خبری از فرزنداشان ندارند و همسرانی که نمی‌دانند در نیمه های شب همسرانشان را به کجا برده‌اند... حالا علی درست 30 روز است، که همه شهر، همه شهرمان در بند است و فقط این تو نیستی که شب را، روز را و دیوارها را دوباره دوره می‌کنی . و همه شهر و مردمانمان با من و تو و همه همدردند... حالا در هر کوچه و برزن همه نامتان را می‌دانند و فریاد می‌زنند و بر فرزندان پاکی چون شما می‌بالند...

حالا درست شد 30 روز . 30 روز است که تو به تعبیر خودت هزینه اقدام در راستای منافع ملی، اقدام در راستای امنیت ملی و اقدام در راستای آزادی و حقوق بشر را پرداخت می‌کنی.علی، درست 30 روز است که من و تو هزینه عدم سکوتمان در مقابل تقلب را می‌دهیم و چه شیرین است این هزینه و درد که می‌دانیم که تاثیرگذار بوده‌ایم که چنین برآشفته‌اند و 30 روز است حتی از ملاقات من و تو با یکدیگر نیز می‌هراسند. گرچه هجر تو سخت است و جانکاه ولی آنگاه که به آرمان والایت که جز آزادی نیست می‌اندیشم دمی و درنگی آرام می‌شوم که از روز اول هم قسم شدیم برای آزادی و قانون ...

حالا درست 30 روز است که فعالیت قانونی و مدنی تو در ستاد دانشجویی استان تهران مهندس موسوی را هم تاب نیاوردند و تو را اسیر دیوار ها کرده‌اند ولی افسوس و صد افسوس که فکر می‌کنند دیوارها حریف اندیشه‌ها هستند...ولی چنین نیست علی.پایبندی تو به قانون و حرکت مدنی ات چنان برآشفته بودشان که از ماهها قبل برایت پرونده ساختند که مدام این سئوال را در نشریات زنجیره ایشان تکرار کردند که علی وفقی درستاد مهندس موسوی چه می‌کند!؟!؟ پس بگذار حال که تو دربندی من با صدای بلند فریاد بزنم ،که علی وفقی در ستاد مهندس موسوی جز حرکت مدنی و تشویق به مشارکت در انتخابات و احقاق حقوق پایمال شده مردم کاری نکرده است .همه خواست علی و من و همه شهرمان آن بود که خود برای خود تصمیم بگیریم نه دیگری...

حالا درست 30 روز است علی که در بندی . ولی آیا می دانی شاید در سلول کناریت عبدالله مومنی باشد؟ کمی آن طرف تر هم در بند زنان شیوا و شادی؟!؟؟ علی 30 روز گذشت و تو با شهاب طباطبایی هم بندی. حمزه غالبی شاید سلول روبروییت بوده در این 30 روز. شاید در این 30 روز صدای خنده های بیاد ماندنی مصطفی تاج زاده را شنیده باشی. علی 30 روز است که سعید حجاریان و محسن امین زاده هم باید همان جا باشند. آن روز که محمد رضا جلایی پور را دیدم یادت است ؟؟ حالا حتما 30 روز است که هر روز در یک هوا نفس می‌کشید. ... حالا علی جانم 30 روز است که تو هم به جمع ستاره‌های اوین پیوسته‌ای ...مقاوم باش و استوار که این روزها مثل همیشه اوین خانه بزرگان است ...

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه